71--------> شنبه ها و خنده ها تولدت مبارک !

 

به نام او قلب

///لام

یه روزی، حول وحوش همین ساعتا، دم غروب، از سر دلتنگی و ... اومدم که هیچکی منو نشناسه، اومدم که ناشناس حرف بزنم و بگم بگم بگم بگم بگم ... از همه چیز... اومدم که هیچکی باورم نکنه اومدم که بگم که چی شد ... که تقصیر کی بود و چرا من اینجام اون روزا مامان می گفت: آدم یا اشتباه نمی کنه یا اگه اشتباه کرد پاش می ایسته ... خیلی ها فکر کردن که من اومدم که همیشه بخندم ... هر خطی که نوشتم صدبار گریه کردم به روزهای از دست رفته به خاطراتی که شاید از دور بهش خندیدید و من گریه کردم به شنبه ها و خنده ها به چهره ها ... به اسم ها ... به رسم ها و ... به آدمی که روزی مظهر عشق بود! آدمی که وقتی خلق شد توی خواب هم نمی دید سرنوشتش رو ... من چشمامو بستم و تلخ خندیدم به کابوس 18 بهمنی که هر روز برای من تکرار میشه...

ول کن بابا ! چرت و پرته همش.. نمی دونم چرا همه چی لو رفت ! سبزدروغگو

پ ن: تولدت وبلاگم مبارک! امروز یکساله شد...قلب

پ ن: .*ورود ممنوع*. برای دل خودم !

تا تو هستی جز تو همه چی ممنوع است!ناراحت

پ ن: حالا چرا عصبانی میشید من همین دور و ورم ... دیر و زود داره سوخت وسوز نداره! نیشخند

 

 

تا شنبه بعد بای بای بای

/ 4 نظر / 15 بازدید
سما

قبلا یه چیزایی راجع به مومیای ها و اینکه ممکنه از تابوت در بیان و پست جدید بزارن شنیده بودم [نیشخند] سلام علیکم تو همون دختره نیستی همیشه میسکال میندازی بعدش در میری؟[نیشخند] من ومروارید فردا با سطل و دستمال و روزنامه میایم گرد گیری تار عنکبوت بسته وبلاگت[وحشتناک] . . . تبلد وبلاگت مبالک[قلب][گل]

مرواريد

سلام رقيه جون خوشحالم كه برگشتي ديشب كه ميس انداختي ذوق مرگ شدم...دو با راسمت ور ديدم ديم نه خودشه... خوشحالم... من و سما در خدمتيم..شب عيده...بايد خونه تكوني كرد... خونه دلم پر گرد و غباره... راستي: شنبه ها و خنده ها..تولدت مبارك..[گل][گل]

حسین با مرام

رقیه جون خیلی تصادفی وبلاگتو دیدم...خیلی باحالی از این به بعد بیشتر بهت سر میزنم..میدونم دلت تنگ میشه برام تا هفته بعد... اما یکاریش کن

مهدی

با عرض سلام خدمت بهترین وبلاگ نویس دنیا فقط می خواستم بهت بگم خیلی با حالی دوستت دارم[گل][قلب]