76-------> همت های بلند!

 

 

به نام اوقلب

///لام

 

این جدیدی ها شدم مثل مرده متحرک ساعت ۴ صبح بیدار میشم تا ساعت ١٠ بیدارم بعد دوباره از اول ۴ صبح بیدار میشم ١٠ شب می خوابم ... الانم که می بینید دارم تایپ میکنم از تو رختخواب بلند نشدم بیام بشینم جلو کامپیوتر مثل بعضی ها (حالا نمی خوام اسم ببرم غیبت بشه یه وقت ولی گناهشون پای خودشون مثلا همین سما و مروارید خودمون....نیشخند) ! 5 ساعته که بیدار باش زدم. بله!

صبح نماز شب خوندم بعدش بلافاصله نماز صبح و بدون هیچ وقفه ای قرآن و تسبیحات و مستحبات و بعد صبحونه واسه همه درست کردم و رفتم کارواش ماشینو دادم شستن و پرده ها رو شستم و به دیوار دوباره آویزون کردم و درسای فردا رو پشت سرش مطالعه کردم مامانمو رسوندم دندون پزشکی و برگشتم خرید واسه مهمونی امشب کردم و لباس ناتمومی که قرار بود بدوزم هم دوختم و ...

آخه زرنگی در چه حد؟!! کوزت هم اینکاره نبود ... حالا درسته توی 5 ساعت نمیشه این همه کار کرد ولی در طی 1 سال من همه این کارارو کردمعینک... به جون خودم

چند روز پیش سر کلاس که نشسته بودم یه حس فوق العاده عجیبی بهم دست داده بود، اینکه ترم آخر هستیم و چقدر دلم از حالا واسه بچه ها داره تنگ میشه ... به اینکه هر کسی به یه راهی داره می ره خیلی ها پشیمون از اینکه مترجمی زبان رو خوندن و 4 سال براش وقت گذاشتن و رشته دیگه ای رو برای فوق لیسانس امتحان دادن مثل غزال و پوریا و الهام و ...، خیلی ها دیگه دور درس خوندن رو خط می کشن بعد از این ترم  ازدواج می کنن مثل پریسا و الهام و نجمه و مهسا  و ...، بعضی ها مثل من به قول دکتر باقری افتخار می کنن از اینکه وارد رشته ای شدن که با اون دری به سوی علم ها رو به روی خودشون و همه باز می کنن مثل من و مری و پیمان و امین و سیاوش و سوده و شهناز و ...

و البته افتخار بیشتر من به اینه که استادی داشتم مثل دکتر محمد صادق باقری و همیشه می گه من از این ناراحت نمی شم شما از درس من نمره پایین بیارید از این ناراحت می شم که باور ندارید که اگه بزنید تو دهن یه کتاب 500 صفحه ای و بگید من می تونم ! تو دهن خیلی چیزای دیگه می تونید بزنید و این یعنی که شما به خواسته ها امیال آرزوها جاه طلبی ها و هر چی که اسمشو بذاری می رسی و اون بالا ! یعنی به اون قله رسیدن و از بالا دنیا رو دیدن لذت داره ... با دو تا چشم کوچیک دنیایی رو می بینید که از چشمهاتون بزرگترن و ...

آرزوهای بلند همت های بلند می طلبند !

حالا اگه من می خواستم، حتی می تونستم تمام اون کارایی رو که بالا گفتم به جای یک سال مثلا توی 1 هفته هم انجام بدم اگه فقط باور داشتم که می تونم ...

 

پی نوشت:

1.  بهتر از اینها میشه زندگی کرد !لبخند

2. حالا فهمیدید چرا 4 صبح بیدار باش زدم؟!! شما هم امتحان کنید اولش سخته ولی بالاخره مثل پرفسور رقیه میشید ... نگران نباشید ! من میگم میشه به شرط چاقو ! اگه نشد چاقو بزنید تو شکم من ... سبز

3. .*ورود ممنوع*. برای دل خودم...

تاریکم ای یلدا مهتاب می خواهم

لب تشنه ام بی اشک سیلاب می خوام

در حسرت موجم باران کفافم نیست

درمان درد من باران نم نم نیست

بس تشنه می مانم غرق پریشانی

تا آسمانها را بر من بگریانی

 

 

تا شنبه بعد بای بای بای

 

 

/ 10 نظر / 20 بازدید
من

سلام من برگشتم. تو هم برگشتی؟ به به به به[نیشخند]

سما

بابا پشتکار !همت! باکری!(ببخشید یه لحظه رفتم تو خط مقدم!!) میگم تو اینهمه امید به زندگی رو از کجا اوردی راستی تکلیف اون پسره رو مشخص نکردی؟همونی که گفته بود دور وبرت می پلکید رفیقت توهم زده بود که واسه خاطر اونه....

سرنديپيتي

به به به به چه عجب خانوم فکر کردم حبس ابد بهت خورده[چشمک] قبلا به ما سر میزدی مثل اینکه دوستان قدیمو از یاد بردی چند بار سر زدم خبری ازت نبود البته خودمم یه مدت غیب شده بودم[نیشخند] وقت کردی به ما هم به سری بزن

حامد

کماکان علاقه دارم بخش ورود ممنوع وبلاگت رو بخونم![پلک] در مورد نماز شب و عبادات باید عرض کنم که تف به ریا! در مورد برنامه ریزی هم فکر کنم توهمی چیزی زده بودی که اینهمه کار رو تو یه روز انجام دادی. حتی توی یه سال رو هم ازت مطمئن نیستم!!!![نیشخند]

مرواريد

سلام پرفسور رقيه ميگم مام بيخوابي ميكشيم اما نه واسه درس روح استادت شاد الانو نميگم بعد 1300 سال ديگه[نیشخند]

سرندیپیتی

سلام عزیزم انشالله که مشکلت حل شده باشه مشهد به یادت بودم امیدوارم سال خوبی داشته باشی..بهترین هارو از خدا برات می خوام پاینده باشی[گل][گل][گل]

سرندیپیتی

سلام عزیزم انشالله که مشکلت حل شده باشه مشهد به یادت بودم امیدوارم سال خوبی داشته باشی..بهترین هارو از خدا برات می خوام پاینده باشی[گل][گل][گل]

رضا

آره... ولی تو به دل نگیر ...